تبليغاتX
در تنها ترین تنهایی بازهم با تو هستم
هرگاه صداي در گلو خفه گرديد بياييد باهم فرياد زنيم
نفس کشیدن در دنیای که صدا نفس کشیدنت با غوغای فساد و هیاهوی انباشت سرمایه به قیمتی جان هزاران انسانی که هنوز نفس می کشند واقعاچه تلخ است و ناگوارا. ای کاش می شد در دنیایی نفس کشید که حتی برای یک لحظه هوای صاف و بدون مسومیت های اخلاقی را احساس می کردیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 16:44  توسط علی احمد | 

خدایا سیزده نود گذشت هنوزهم ما منتظریم. خدایا مارا با گناه ما مگیر با لطف ورحمتت با ما رفتار کن. خدایا سیزده نود را آخرین سال انتظار قراربده. خدایا تورا به جود وکرمت سوگند می دهم که مارا ازاین غربت برهان. خدایا تورا به بارگاه بی ریائت سوگند می دهم که درخت آرزوهای  ما را پربارکن. خدایا دراین سال جدید چشم های ما را به جمال آقا امام زمان روشن کن. قلب مارابه لطفش شادکن. خدایا گوشهای ما را با صدای منادی آقا نوازش کن.

فرارسیدن سال جدید هجری خورشیدی را پیشا پیش به تمام مسلمانان جهان اخصاً منتظران آقا امام زمان تبریک وتهنیت عرض می دارم. امید وارم که درهنگام دعای تحویل سال فرج آقا را ازیاد نبرده وبرای فرج آقا به درگاه خداوند دعا نموده وفرج آقا را بخواهیم.

ای که سالها را به امید دیدارتو گذراندیم

ای که نغمه عشق تو به هر کجا خواندیم

رخنما ای که همه عالم چشم به را اند

تنها ما نبودیم در انتظار تو ماندیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 17:42  توسط علی احمد | 

 

      سوختن درعدم اعتماد                                            

          عده ای براین باورند که یکی ازعوامل ستیز وکشمکش میان انسانها بحران عدم اعتماد درروابط میان آنها می باشد. این امرمقوله ی معقول ودرستی به نظرمی رسد. روزگاری بود که انسانها دررابطه ی باهمنوعان وفراتر ازآن، هیچ گونه ترس ودلهره نداشتند؛ زیرا می فهمیدند که درروابط بین آنان اعتماد وجود دارد. پس درجامعه ی که اعتماد عرض وجود نکند، آن جامعه در روابط میان کلیه ی ابعاد، دچار سردرگمی ناشی ازعدم خواهد گردید وبه زودی رابطه ها ونسبت ها ازهم خواهد گسیخت وبرآیند این کارچیزی جز ایجاد فاصله ودوری ازهم دیگر نخواهد بود. سرمایه ی بزرگی که انسانها درآوان زندگی جهت دستیابی به آن سخت درتلاش بوده، اما امروز درحال ازدست دادن دوباره ی آن می باشند. سودمندی بیشتراین مسئله را درروابط میان دولت وملت یا مردم وحکومت بیشترمی توان مشاهده کرد. دولت ها که ازیک سیستم دموکراتیک برخوردارند سعی شان براین است که دررابطه میان اتباع وحکومت اعتمادسازی را بیشترسازند. زیرا می دانند تازمانی پایه های حکومت شان استوار وپابرجا خواهد بود که این رابطه به صورت قوی ونیرومند نگهداشته شود وگرنه درغیراین صورت به زودی شاهد نابسامانی ها ی ناشی ازعدم اعتماد خواهند بود. پس بردولت ها ونهادهای اجتماعی لازم است که برای این مقوله ی اجتماعی اهمیت بیشتری بدهند ودرصدد تولید اعتماد اجتماعی به عنوان یک سرمایه باشند.

          معطوف شدن به روابط افراد، بساچیزهای پوشیده وناآشکاری را به عرصه ی ظهورمی آورد. انسانها آنچنانی که باید باشند، نیستند. اگربه رابطه ی یک مریض وداکترتوجه صورت گیرد، مشاهده می شود که مریض باوجود اینکه برای بهبود وضع صحی خویش به داکترمراجعه نموده، اما کاملاً درآرامش خاطربه سرنمی برد وریسک ها وخطراتی را ازجانب داکتراحتمال می دهد. باوجود این فرض، مریض به داکتراعتماد نموده وبرای علاج درد خویش به داکترمورد نظرمراجعه می کند. اگردر روابط میان افراد ریسک ها ازقوت بیشتری برخوردارباشند، به طورقطع می توان گفت این رابطه ها شکننده شوند ودرمدت زمان نه چندان دورشاهد قطع رابطه بین دوفرد خواهیم بود. زیرا دیگراعتماد ی برای برقراری رابطه وجود ندارد وبه تعبیری افراد نتوانسته اند دراین رابطه برگه های اعتباری تولید کنند تا برخوردارازسرمایه ی اجتماعی باشند. به فرض این که اگربرگه ها ی اعتباری هم داشته باشند، این برگه ها ازاعتباربرخوردارنیستند؛ یعنی برگه های اعتباری سوخته وفاقد ارزش برای برقراری ارتباط هستند. دراین صورت افراد ممکن است برچسب هایی به همدیگربزنند که معرف رفتار نادرست میان آن دو باشد واین بدترین حالت میان دوفرد می تواند باشد. همچنان بحران ایجادشده تبعات منفی را درپی دارد که می توان عده ای ازآنها را درموارد ذیل برشمرد:

1-    شکست درسرمایه ی اجتماعی، یعنی فروکش کردن جایگاه ومنزلتی که قبلاً درروابط میان دوفرد وجود داشته است.

2-    شکست درسرمایه ی مادی. اگررابطه میان دوفرد رابطه ی اقتصادی بوده باشد، دراین صورت این رابطه به مشکل مواجه شده وخسارات مادی واقتصادی دراین رابطه ایجاد خوهدشد.

3-    افزایش گمان وظن نسبت به همدیگر.

4-    ایجاد رقابت های ناروا وغیرعقلانی جهت جلوگیری از موفقیت های همدیگر.

5-    پرداختن به توطئه واتهام زدن به یک دیگردرمیان اجتماع.

6-    کمرنگ جلوه دادن میزان تعهد وصداقت همدیگردرمیان دیگران.

میزان پایداری واستحکام درروابط، وابسته به نرخ بالایی ازصداقت وتعهد درروابط طرفین می باشد. هرقدراین نرخ ازدرجه ی بالایی برخوردار باشد، به همان نسبت، نسبت ها باثبات تر ومستحکمتر خواهند بود. پس شرط اساسی دربر قراری روابط، اعتماد وقابلیت اعتماد می باشد. اصلی است درروانشناسی وآن اینکه انزجار وتنفر یک فرد از دیگری، یعنی انزجار وتنفربخشی از خود دروجود دیگری. این اصل را می توان درروابط اجتماعی اقراد تعمیم داد. عده ای درروابط اجتماعی خود بادیگران دوست دارند که  « دیگری مورد اعتماد » داشته باشند وخود نیز چنین باشند. این امر بسا اساسی ومهم محسوب می شود. زیرا " دیگری مورد اعتماد، درحقیقت ادامه ی خود است." نوعی تولید خودی دروجود دیگری به شمارمی رود. کشت خودی درمزرعه ی دیگری موجب می شود که فرد همواره از سرمایه ی اجتماعی که درروابط تجسم یافته است، بهره ی کافی ووافی را ببرد. فردی که درروابط اجتماعی همیشه ثروت مند خواهد بود.

" تولید برگه های اعتباری به عنوان افزایش درسرمایه ی اجتماعی، مستلزم تعهدات وانتظاراتی می باشد که لازمه اش ایجاد یک رابطه ی طرفینی است. به طورمثال اگرA  کاری را برای B انجام دهد بااعتماد به اینکه B  درآینده آن را جبران می کند. این امر انتظاری درA  وتعهدی را ازجانب B  برای حفظ اعتماد ایجاد می کند. این تعهد رامی توان مانند برگه های اعتباری تصورکرد که دردست A  است وباید باعملکردی از طرف B بازخرید شود. اگرA  تعدادی زیادی از این برگه های اعتباری ازتعدادی افرادی که با آنها رابطه ، دردست داشته باشد، درآن صورت همانندی با سرمایه ی مالی مستقیم است: این برگه های اعتباری مجموعه ی بزرگی را تشکیل می دهد که A  می تواند درصورت لزوم ازآن استفاده کند."

تعهد وانتظار که شکلی ازاشکال سرمایه اجتماعی می باشد، دراجتماع بسیاراساسی وضروری به نظرمی رسد. زیرا انسانها همواره درانتظار به سرمی برند وانتظار خود تعهد آور ومسئولیت زاست. یعنی نمی شود درانتظاربه سربرد ومسئولیت را فراموش کرد. بلکه معتقد وباورمندبودن به انتظار یعنی آفرینش مسئولیت ها وتعهدات جدید. چه که انتظارامری است پویا وزنده ومنتظرهمواره درسیر انتظار خواستارخلاقیت ونوآوری هامی باشد. پس اگر تعهد ومسئولیتی درکارنباشد، زمینه ها وبسترها برای تحقق تغییروتحول به بن بست ها برخورد خواهد کرد. پس دررابطه ی دولت – ملت می توان گفت که دولت ها باید همواره متعهد باشند که پاسخگوی انتظارات وچشم داشت های ملت باشند. اعتماد سرمایه ای است که ایجاد گرآن ماییم. پس بهترکه درحفظ وبازتولید آن کوشاباشیم تاهمواره مورد اعتماد دیگران قرار گیریم. درغیراین صورت ماهیزمی خواهیم بود که درتنور بحران عدم اعتماد خواهیم سوخت. ثروت مند کسی است که مورد اعتماد دیگران باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 15:41  توسط علی احمد | 

بنام خداوند

دینوانه نیستم فقط راه کم کرده ام. نسبت به پیرامونم در آسایشم ولی زنده گی را جهنم احساس می کنم جهنم است چون دراو احساس نیست چون همدلی نیست چون صفا نیست چون یک رنگی نیست در یک جمله رفتار ها اصلأ انسانی نیست . من از کسی چیزی توقع ندارم از مردم شکایت نمی کنم چون یکی از بازیگران این جریان خودم هستم ولو به قدر نا چیز ایفای نقش کنم که البته ناچیزی این ایفای نقش از نا توانیم می باشد.

هرگاه یاد خدا کردم نفس کشیدن را طعنه زدم

هرگاه لبخند زدم وجودم را نیش زدم

هرگاه صداقت کردم قلبم را به تمسخر گرفتم

هرگاه عشق ورزیدم ناله های نیمه شب را پر ز ریا کردم

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 14:14  توسط علی احمد | 

اینجا سناره ها همه خاموش اند

اینجا فرشته ها همه گریانند

اینجا شگوفه های گل مریم

بی قدر تر از خار بیانند

اینجا نشسته بر سر هر راهی

دیو دروغ وننک وریاکاری

درآسمان تیره نمی بینم

نوری زصبح روشن بیداری

با این گروه زاهد ظاهر ساز

دانم که این جدال نه آسان است

شهر من وتو طفلک شرینم

دیریست کاشانه ای شیطان است

(فروغ فرغزاد)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 15:16  توسط علی احمد | 

چرامرک مرانمی خواند

چرا دنیا مرا از خود نمی راند

 نمی دانم من که چه سریست

که دنیا غم درنگاهم را نمی داند

گل های مگر از حال من نمی داند

که درجوارم بلبلان را به عیش میخواند

زعیش وعشرت دنیا تمنا ندارم من

چراغم نیز مرابسوی خود نمی خواند

چرخش بیهوده توانم را ربوده

دیگراینجا برایم بسان دایره میماند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 11:6  توسط علی احمد | 

الهی باز به در گاه تو رو آوردم امید وارم نا امید م بر مگر دانی زیرا خودت وعده دادی که درگه ات درگه نومیدی نیست.

الهی از تو یار می جویم درآنچه که نا توانم .

الهی از تو آگاهی می خواهم درآنچه که نمی دانم .

الهی از تو توفیق می خواهم در آنچه که به دنبال آنم.

الهی از تو عذر می خواهم از اعمال که از آن پیشیمانم.

الهی از تو صبر می خواهم در مشکلاتی که با آن دست درگیربانم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 9:39  توسط علی احمد | 

تسلیت:

با اظهار تأسف روز قبل خبری از رسانه تصویری وصوتی پخش گردید که جان ها را به لرزه انداخته وداغ دل مصیبت زده گا امام حسین (ع) را تازه کرد .

روزگذشته  کور دلان خون خوار یکبار دیگر عملکرد غیر اخلاقی وانسانی خود را به نمایش کذاشتند وبا حملات انتحاری بالای هیئت های عزادار مسلمان جان دها مسلمان راگرفتن وصدها مسلمان عزا دار را مجروح نمودند.

این جانیب از بارگاه خداوند برای شهیدان این حادثات بهشت برین وبرای فامیل های شهیدان صبر جمیل را آرزو می کنم وبرای مجروحین این حادثات شفا عاجل وصحت کامل را تمنا کرده وبا نکوهش عمل انجام دهندگان وپلان گزاران این حادثات همدردی وهمنوائی خود را با وابستگان شهیدان ومجروحین اعلان نموده وبرای ملت واحد اسلامی این حادثات ناگوار را تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 12:26  توسط علی احمد | 

سلام ؛

سلام بر عاشورا سلام بر سرور وسردار عاشورا سلام بر علم دار و زنده نگهدار عاشورا  سلام بر پیرو و وفادار عاشورا .

سال روز شهادت قهرمان آزادی ، شجاعت، عدالت، ایثار، تقوا، معرفت، صداقت،مردانگی،مروت را تسلیت عرض میکنم.

امروز روز عاشورا است بیائید  مرغ دل خود را به دشت کربلا پرواز دهیم وقلب خود را با صفا ومروه کربلا صفا دهیم . بیائید امروز زیارت عاشورا را خوانده واز خداوند فرج آغا امام زمان را طلب نمائیم . بیائید با سرمشق قراردادن شعار های  کربلا یک بار دیگر ما همت بگماریم وخود در مقابل یوغ  استکبار آماده نبرد نمایم . بیائید برای یکبار هم اگر شده از غرب وغرب گرائی فاصله بگیریم . یکبار به خود بیائیم که ما که هستیم ؟ چرا اینگونه ایم ؟ چرا خود فروخته واز اصالت خود بیگانه ایم؟ آخر تا کی ؟ تاکجا ؟ تاچه حد؟ آیادیگر ظلم بس نیست؟ ازخودبیگانگی بس نیست؟ غرب گرائی وغرب زده گی بس نیست؟ آیا ما خود ما بوده نمی توانیم ؟ آیا ماخودمان را هدایت کرده نمی توانیم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 12:25  توسط علی احمد | 
سلام برای شما آرزوی سلامتی می کنم. این روز ها در مورد عاشورا درکشور های اسلامی و حتی در کشور های غیر اسلامی بگو مگو های زیادی دیده می شو د. به نظرمن عاشورا صحنه ای نمایش عملکرد انسان های آزاد منش ودیو منش است . امروز یا کربلا به اندازه جهان بزرک شده یاجهان به اندازه کربلا کوچک شده . خلاصه اینکه سرنوشت ما در هر کجا که هستیم با این موضوع کره خورده است مایا حقیم یا باطل غیر از این بوده نمی توانیم  باید یا حسینی باشیم یا یزدی حالا انتخاب با خود ماست.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:54  توسط علی احمد |